ورود افراد 16_ اکیدا ممنوع!!!!! |
||||||||||||||||||||
دو شنبه 24 بهمن 1390برچسب:, :: 16:16 :: نويسنده : M.K
سلام بچه ها خیلی وق بود نبودم دلم واستون تنگیده بود :الکی چطورین؟!! این چن روزه کلا اتفاقات باحالی افتاد!! شاید بااااااورتون نشه!، دیروز داشتیم با بچه ها برمی گشتیم خونه از خیابون رد شدیم ییهو ی سنگ نمی دونم از کدوم گورستونی اومد جلو پای من بدبخت فلک زده سبز شد! منم ک کور... جاتون خالی با چ فضاحتی خوردم زمین با تمام وسایلم پخش زمین شدم رف... خدا می دونه بقیش چی شد دیگه فقط مانتوی شقایقو وسط پیاده رو گرفتم با تمام قدرت کشیدم ک بتونم از جام بلند شم!! ((خدا ب دور))... حالا فک کنین تمام این اتفاقا کجا افتاد؟؟؟؟ روبروی دبیرستان پسرونه(کرولالای باغچه بان) خدا می دونه چ چیزا ک پشت سرمون نگفتن... ی اتفاق جالب دیگه ام این ک شقایق امروز غایب بود من دیگه از خجالت آب شدم!خدافظی!! دو شنبه 3 بهمن 1390برچسب:, :: 18:18 :: نويسنده : M.K
سلاااااااااااام:دی وای ی ی ی ی!!! با این گوساله آشتی کردیم دوباره((: دیگه روزگاره دیگه بالا داره پایین داره... حالا من ی زری زدم شما چرا جدی می گیرین؟!! غلط کردین الان خیلی ام خوشحالم وای حال کردین این هفته رو!!واقعا تعطیلیا تو مهره ی پنجم ستون فقراتم!!!چ حالی دادj-: کارناممونو دادن...خدا ب دور همشو بجز 3تاش 20 شدمO: عجب درسخونی شدم خودم خبر ندارم ماشالا ماشالا! چ دختری! از هر انگشتم ی هنر می ریزه!! خب دیگ بیش از حد از صحبتام بهره بردین!:دی دیگ کاری ندارم خدفظ!! (آجی خره دوست دارم (با اینک اینهمه اذیتم می کنی!))
آخرین مطالب پيوندها
![]() نويسندگان
|
||||||||||||||||||||
![]() |